♥ ღ ♥ تــیک تــاک قــلــب
. . . از ته دل مینویسم ، یاری ام کن ای خدای مهربان ، بی تو من تنها ترینم
ای خدا تنهایم......... سلام دوستای گلم یه شعر گذاشتم براتون توپ..... البته این شعرو نامزده پسر خالم گفته براش خیلی خوشمله برین بخونید. در آن روز بارانی در آن خلوت طولانی تو بودی که درخشیدی ومن به نور تو شدم آفتابی نور بخشیدی زندگی بخشیدی چه مبارک است این عشق چه خوشایند است این زندگی به حرمت این زندگی زندگی میکنم برایت ♥ ღ ♥ تقدیم به آن که زندگی را از تو به من بخشید ♥ ღ ♥ من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟ و فریاد می زنم: تنهاییت برای من ... غصه هایت برای من ... همه بغضها و اشكهایت برای من .. بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را... صدای همیشه خوب بودنت را دلم برایت تنگ شده مداد رنگی ها مشغول بودند... به جز مداد سفید... هیچ کسی به او کار نمی داد... همه می گفتند: * تو به هیچ دردی نمی خوری *... یک شب که مداد رنگی ها... توی سیاهی
کاغذ گم شده بودند... مداد سفید
تا صبح کار کرد... ماه کشید... مهتاب کشید... و آنقدر
ستاره کشید... که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توی
جعبه ی مداد رنگی... جای خالی او... با هیچ
رنگی پر نشد.........
کنج تنهایی نزدیک ترین تاریکی
![]()

پنجره ی اتاقم را باز می کنم
دلمــان خـوش اســت که می نويســيم
و ديگــران می خـواننــد
و عــده ای می گـوينــد
آه چـه زيبــا و بعضــی اشـک می ريــزند
و بعضــی مـی خنــدنـد
دلمــان خـوش اســت
به لــذت هــای کــوتـاه
به دروغ هــايی که از راســت
بـودن قشنــگ تـرند
به اينکــه کســی برايمــان دل بســوزاند
يـا کســی عاشقمــان شــود
با شــاخه گلی دل می بنــديـم
و با جملــه ای دل می کــنيم
دلمــان خـوش می شــود
به بـرآوردن خـواهشــی و چشــيدن لـذتـی
و وقــتی چيـــزی مـطابـق مــیل مــا نبــود
چقـــدر راحـت لگـــد می زنيـــم
و چــه ســــاده می شـکــنيم
همــــه چيـــز را...
| Design By : Night Skin |

